Showing posts with label سلب مالکیت و ملی کردن. Show all posts
Showing posts with label سلب مالکیت و ملی کردن. Show all posts

September 03, 2009

حقوق بین الملل سرمایه گذاری و حداقل استانداردهای بین المللی

در مراحل اولیه تشکیل حقوق سرمایه گذاری بین الملل اعتقاد بر این بود که سرمایه گذاران تابع مقررات کشور متبوع خود هستند و کشور میزبان نمی تواند مقررات داخلی خود را بر این اشخاص اعمال کند. در حقیقت ریشه آنچه امروز "حقوق سرمایه گذاری بین الملل" نامیده می شود، مقررات حقوق بین الملل در مورد حمایت از اتباع بیگانه است. این روند با استقلال کشورهای مستعمره دچار چالش شد. کشورهای استقلال یافته خواهان اعمال کامل حق حاکمیت خود بودند و طبیعتاً یکی از جلوه های اعمال حق حاکمیت شمول قانون ملی برهمه اشخاص حاضر در قلمروشان بود. کشورهای سرمایه فرست چاره ای جز پذیرش حاکمیت اقتصادی کشورهای استقلال یافته نداشتند، با این وجود مایل به پذیرش حاکمیت تام و تمام قوانین این کشورها سرمایه گذاران خود نبودند.

در واقع توقع براین بود که حداقلی از استانداردها باید در رفتار با اتباع خارجی رعایت شود. استدلالی که در این مرحله مطرح می شد این بود که ممکن است یک کشور قوانینی داشته باشد که با اصول پذیرفته شده بین المللی مطابقت نداشته باشد. اتباع آن کشور ممکن است این قوانین را پذیرفته باشند یا به هرحال به آن تن در داده باشند، با این حال این بدان معنی نیست که کشورهای دیگر هم باید این قوانین و مقررات را در مورد اتباع خود بپذیرند. کشورها این حق را دارند که از ورود اتباع بیگانه به کشوره خود ممانعت کنند، لیکن اگر به اتباع بیگانه اجازه ورود داده شد باید با آنان رفتار مناسبی صورت گیرد. به این ترتیب مفهوم "حداقل استانداردهای بین المللی" به عنوان مفهوم کانونی حقوق سرمایه گذاری بین الملل پدید آمد.

اگرچه ریشه مفهوم "حداقل استانداردهای بین المللی" در تئوری حمایت از اتباع بیگانه در حقوق بین الملل عمومی بود، بعضی از حقوقدانان برای دفاع از این مفهوم به اصول حقوق بشر بخصوص حق مالکیت هم استناد کردند.

در غیاب یک کنوانسیون  مشخص یا یک رویه قضایی روشن، تبیین معنی و تعیین مصادیق حداقل استانداردهای بین المللی طبیعتاً به عرف واگذار شد. عرفی که تا آن زمان توسط کشورهای سرمایه فرست ایجاد شده بود و بنابراین بیشتر منافع این دسته از کشورها را در نظر می گرفت. به این ترتیب مهمترین چالش و بحث در حوزه حقوق بین الملل سرمایه گذاری شکل گرفته بود: عده ای خواستار اعمال تمام و کمال حقوق داخلی کشور سرمایه پذیر بودند که توسط این کشورها تدوین شده و بیشتر منافع آنها را در نظر می گرفت و عده دیگری خواستار رعایت حداقل استانداردهای بین المللی بودند یعنی اصولی که توسط کشورهای سرمایه فرست ایجاد شده و عمدتا منافع این گروه را تامین می نمود.

امروز کم و بیش پذیرفته شده که اگرچه سرمایه گذاریهای خارجی تابع قوانین محل میزبان هستند، قوانین کشور میزبان باید حداقل استانداردهای بین المللی را در رفتار با سرمای گذاران خارجی رعایت کند.

با پذیرش لزوم رعایت حداقل استانداردهای بین المللی، مفهوم "حمایت دیپلماتیک" هم به حوزه حقوق سرمایه گذاری بین الملل راه می یابد. درصورتی که دولتی از رعایت حقوق سرمایه گذار خارجی امتناع کند، دولت متبوع سرمایه گذار می تواند از مجاری دیپلماتیک رعایت این حقوق را بخواهد.امروزه نیز حق سرمایه گذار خصوصی بر اقامه دعوی علیه دولت سرمایه پذیر نزد یک مرجع بین المللی، در واقع جلوه ای از حمایت دیپلماتیک است چراکه در اصل دولت متبوع سرمایه گذار با انعقاد یک معاهده دو جانبه یا چند جانبه چنین حقی را برای سرمایه گذاران خود فراهم کرده است. امروزه اگر چه اعمال حمایت دیپلماتیک مستقیم چندان رایج نیست، دولتها کماکان می توانند در مواقع ضرورت از این اصل استفاده کنند.

August 28, 2009

سلب مالکیت و ملی کردن

سلب مالکیت و ملی کردن قطعاً مهمترین مبحث حقوق سرمایه گذاری بین المللی است. در چارچوب مبحث سلب مالکیت و ملی کردن به موضوعات مختلفی پرداخته میشود که اکثراً محل اختلاف نظر است. در اینجا بعضی از مهمترین مسائلی را که در چارچوب بحث سلب مالکیت و ملی کردن مطرح است فهرست می کنیم:

یک- حق ملی کردن: امروز تقریباً بدون هیچ اختلافی پذیرفته شده که دولتها می توانند در اعمال حق حاکمیت خود اموال اتباع بیگانه را ملی کنند یا از آنان سلب مالکیت کنند. همچنین اتفاق نظر براین است که سلب مالکیت یا ملی کردن باید مشروط به شرایطی باشد.

دو- شرایط: صرفنظر از برخی نمونه  های خاص تاریخی، به طور مشخص انقلاب کمونیستی شوروی، همیشه پذیرفته شده که ملی کردن باید با شرایطی همراه باشد. معمولاً در اسناد مختلف سه یا چهار شرط اصلی برای سلب مالکیت و ملی کردن گفته میشود: اول اینکه ملی کردن باید برای منافع عمومی باشد؛ دوم اینکه باید به موجب یک رویه قانونی صورت گیرد؛ سوم اینکه باید بدون تبعیض صورت گیرد و چهارم اینکه باید با پرداخت غرامت همراه باشد.

سه- غرامت: بدون شک اختلاف برانگیز ترین جنبه از مباحث ملی کردن و سلب مالکیت میزان و نحوه پرداخت غرامت است. به طور کلی می توان گفت دو نظریه عمده در این مورد وجود دارد. نظریه اول قائل به پرداخت غرامت کافی، فوری و موثر است در حالی که نظریه دوم از پرداخت غرامت منصفانه دفاع میکند. بر اساس نظریه اول که بیشتر توسط کشورهای سرمایه فرست مطرح شده غرامت باید کافی باشد یعنی معادل ارزش واقعی سرمایه گذاری قبل از سلب مالکیت باشد. غرامت همچنین باید فوری باشد یعنی همزمان یا بلافاصله بعد از سلب مالکیت تماماً پرداخت شود. در نهایت غرامت باید موثر باشد یعنی نحوه پرداخت و شرایط پرداخت و نیز واحد پولی آن باید به نحوی باشد امکان انتقال آن را فراهم کند. در مقابل نظریه این که بیشتر توسط کشورهای سرمایه پذیر بخصوص کشورهای درحال توسعه مطرح میشود نظریه غرامت منصفانه است که در آن امکانات و شرایط دولت میزبان در نظر گرفته می شود و ممکن است میزان غرامت بسیار کمتر از ارزش واقعی سرمایه گذاری باشد و شرایط پرداخت و انتقال هم با توجه به قوانین دولت میزبان و توان پرداخت آن محدود شود.

چهار- حل و فصل اختلافات: دولتهای سرمایه پذیر بیشتر مایل هستند هر نوع اختلاف در مورد سلب مالکیت و ملی کردن در مراجع و دادگاههای ملی مورد رسیدگی قرارگیرد. در مقابل، دولتهای سرمایه فرست مراجع بین المللی یا داوری مراجع بی طرف را ترجیح می دهند. کم و بیش پذیرفته شده که ارجاع به مراجع بین المللی باید بعد از طی کردن مراحل رسیدگی در مراجع داخلی و عدم حصول نتیجه صورت گیرد مگر اینکه برخلاف این رویه توافقی صورت گرفته باشد. در صورت وجود یک توافق ممکن است اختلافات از همان ابتدا به یک مرجع ثالث ارجاع شود. بحث های بسیار دیگری هم در این مورد وجود دارد؛ مثلاً اینکه آیا توافق در مورد ارجاع به مراجع بین المللی باید حتماً بعد از وقوع اختلاف صورت گیرد یا توافقات قبلی در این زمینه کافی است؛ و یا اینکه آیا باید توافق بین دو دولت صورت گیرد یا ممکن است بین یک دولت و یک سرمایه گذار خصوصی چنین توافقی صورت گیرد.